ميرزا مهدي خان استر آبادى
12
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
دو طرف بدفع ابدالى كوشيده شود ، و مهمّ آن طايفه فيصل يابد . امناء ساده - لوح ، كه در دبستان تمييز عقول مدركهء « 1 » ايشان فهم نقطه از خط و درست را از غلط نميكرد ، اقوال روىاندود او را بسمع قبول اصغاء 109 ، و ايالت قندهار را به او القاء 110 كرده ، خلعت و شمشير براى او فرستاده ، حسينقلى خانش خطاب دادند . محمود نيز ببهانهء تنبيه ابدالى وارد سيستان و بم گرديد ، و در خلال اين حال طايفهء بلوچ عازم تاخت كرمان گشته ، اهل كرمان قلعه را خالى كرده ، ملتمس مقدم محمودى شدند . محمود نيز وارد آن ولايت شده ، مدت نه ماه بضبط كرمان پرداخت . تا اينكه خبر شورش فارسىزبانان قندهار به او رسيد و باعث انصراف او بقندهار گرديد . توضيح اين مقال آنكه : محمود در حين آمدن از قندهار بيجن « 2 » سلطان لكزيه را كه در فراه ساكن ميبود نايب قندهار كرده ، عازم كرمان گشت . بيجن سلطان مزبور قلعه را از افاغنه خالى كرده ، با ملك جعفر خان سيستانى ، كه در قندهار محبوس بود توطئه و تمهيد كرده ، باظهار دولتخواهى صفويّه سر از گريبان خمول برآورده ، بدستيارى فارسىزبانان صلاى شورش درداده ، جمعى از افاغنه را كه در قلعه بودند بقتل آوردند « 3 » . محمود بعد از رسيدن اين خبر ، كرمان را تاراج و اسير كرده ، آهنگ قندهار نمود . در سال ديگر باز شوق تسخير كرمان گريبانگير عزيمتش گشته ، هشت هزار كس از افاغنهء قندهار و بلوچ و هزارهء 111 آن سمت را جمع كرده ، آمدهء قلعهء كرمان را محصور ، و قتل و غارت غير محصور كرد . چون از هيچ طرف احدى بامداد قلعگيان نپرداخت ،
--> ( 1 ) - « ب » ، « و » : سطحيهء . ( 2 ) - « د » : بيژن . ( 3 ) - در نسخ « ب » ، « د » ، « ج » و « و » بعد از « بقتل آوردند » اين عبارت وجود دارد : « و صبح افاغنه بيرون واقف گشته و از يك سمت داخل قلعه گشته بيجن سلطان و ملك جعفر خان را بدست آورده با فارسىزبانان بقتل آوردند » .